rss feed

04 خرداد 1393 | بازدید: 4715

ژنرال عبدالکریم لاهیجی و روزشمار حمله اتمی به تهران

نوشته: بابک پایور

برکینگ نیوز:

به گزارش هنگ سوم از لشگر دهم نیروی هوائی امریکا مستقر در قرارگاه «جامعۀ دفاع از حقوق بشر در ایران» www.nuclear-fidh.org(قابل توجه کاربران، سایت بخش هسته ای قرارگاه در دسترس عموم نمی باشد) ژنرال عبدالکریم لاهیجی فرماندۀ کل نیروهای اتمی و شیمیائی حقوق بشر در ایران (ناتو)، اقدام روسیه و چین در وتوی قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل برای ارجاع پرونده سوریه به دادگاه بین المللی و جلوگیری از توجیه قانونی حملۀ نظامی ناتو به دمشق را اقدامی «شرم آور» خواندند:

(لینک مطلب)

ایشان اظهار داشتند که هرگونه جلوگیری از حملات نظامی ناتو به کشورهای آسیائی، آفریقائی و شرق اروپا عملی «شرم آور» است و کسانی که در جهت حفظ جان و هستی و زندگی کارگران و زحمتکشان این کشورها، تلاش می کنند که از این حملات نظامی جلوگیری کنند، افراد معلوم الحالی هستند که در دادگاه تاریخ محاکمه و به اعدام توسط اشعۀ رادیواکتیو محکوم خواهند شد.

ژنرال لاهیجی، توفنده تر از مرغ طوفان، اعلام کردند که اجرای قوانین حقوق بشر حتی از حق نفس کشیدن نیز با اهمیت تر است.

ایشان با تأکید بر کشفیات اخیر دانشمندان در ردگیری مولکول های حقوق بشر در «مایعات گرانبهای بدن»  Precious Bodily Fluidsاذعان داشتند که سریع ترین شیوه دسترسی به کلیه قوانین حقوق بشر در ایران، تغییر همه سلولهای بدن «جانداران محروم از آزادی بیان»، به «مایع ارزنده» است. این تبدیل علمی بدون قرار گرفتن سلولهای بدن «جانداران بدون آزادی بیان» در برابر اشعه رادیواکتیو ممکن نیست.

ژنرال عبدلکریم لاهیجی، قویا اعلام کردند که: «وتوی امروز چین و روسیه در شورای امنیت سازمان ملل آنها را از توافق عمومی در تمام سطوح سازمان ملل بر محکومیت نقض حقوق بشر و ارتکاب فجایع در سوریه منزوی کرده است».

در ادامه ایشان توضیح دادند که چگونه به تئوری «مایعات گرانبهای بدن» دست یافته اند و چگونه توانسته اند «نگرانی را فراموش کرده و بمب را دوست بدارند»

دکتر استرنج لاو، به همۀ مردم مبارز ایران اطمینان دادند که مرگ جانداران دوپا بر اثر حمله نظامی ناتو، بهتر از زندگی بدون آزادی بیان است. ایشان تأکید کردند که مرگ بر اثر قرار گرفتن در بمباران اتمی، به هیچوجه دردآور نیست و تجربۀ زیبائی محسوب می شود. به دلیل اینکه بیش از 90 درصد مولکولهای بدن را آب تشکیل میدهد، بازگشت سریع به «حقیقت مایع بشر» تجربه ای بسیار زیبا و شاعرانه است!

ایشان با اشاره به اینکه «انسان آزادیخواه» در جهان آخرت دارای همه گونه حقوق بشر، از جمله آزادی بیان، آزادی پرواز و غیره است و به سبب فعالیت های ایشان، مجازات اعدام حتی در بهشت نیز لغو شده است، از «مردم آزادیخواه ایران» قویاً درخواست کردند که تمامی گروه های معلوم الحال کمونیست را که در جهت جلوگیری از اجرای تئوری «مایع سازی» انسان ها تلاش می کنند، فوراً افشا کرده و آنها را از صفحۀ روزگار حذف کنند. در همین رابطه، ژنرال لاهیجی از هماهنگی های به عمل آمده لازم با گروههای قابل اعتماد «کمونیستی – کارگری» برای شناسائی و خنثی کردن کمونیستهای معلوم الحال خبر دادند. جزئیات این هماهنگی البته عنوان نشد.

به گزارشی تصویری از جزئیات دستیابی علمی به نظریۀ «مایع سازی»، در آزمایشگاه جامعۀ دفاع از حقوق بشر در ایران (ناتو) توجه کنید:

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

یادداشت‌ها

پدربزرگ یک سوسیالیست حقیقی بود

  

  - قربون دستت عزیزم، واقعاً آشپزیت حرف نداره! بابا بزرگت می‌گفت که هفت جور غذا بلده که یکی از یکیش عالی­تره. بعدش‌ با تخم مرغ: نیمرو؛ با آرد و تخم مرغ: خاگینه؛ با تخم مرغ (و سیب‌زمینی و سبزی و خیلی چیزهای دیگه(: چند جور کوکو؛ با قارچ و لوبیا و چیزهایی مثل این‌ها: چند جور خوراک آب­پزِ من‌درآوردی می‌ذاشت جلومون. بعد از همه اینا، برای تکمیل هنرش هر کدوم رو می‌گفت با چه نونی باید خورد.

ادامه مطلب...

قصه‌ی زندگی - دغدغه‌ی مادرانه در شهریور و مهر 1401

ـ پسرم، صابر جان؛ حکومت ولایت فقیه تنها نیست؛ بلکه حمایت‌های آشکار و پنهان ایالات متحده آمریکا، اروپای قبل و بعد از اتحادیه شدن، و اردوگاه­های شرق و همه‌ی مرتجعین منطقه را پشت سرِ خودش داره. و این سوای دعواهای منافع و مادی و جایگاه قدرقدرتیه!

ادامه مطلب...

نمی‌تونم بگم چی‌کار کنین. نمی‌دونم!

زندونی و کتک خوردن بابا اسماعیل و باباجون، که همین‌ها هم کشتنش، با مال ماها اصلاً قابل مقایسه نیست. مالِ من که سوسولی بود! راستی ننه ماهی، اوضاع رو چطوری می‌بینی، چی‌کار باید کرد؟ دوستام می‌گن از مامان و مادر بزرگت بپرس‌، شما چی می‌گین؟

ادامه مطلب...

یادداشتی مادرانه: مهسا نمی‌دانست، اما می‌خواست حق داشته باشد

شهریور به‌دنیا آمد و در شهریور جانش را گرفتند. چه بگویی به‌طور عمد، چه بگویند تصادفی؛ فرقی نمی‌کند. متولد سال 1379 بود. بیست ودوسال را در این سرزمین و این حکومت تجربه کرده بود. می‌دانست که آمران به‌معروف و ناهیان از منکر که وظیفه‌شان «تذکر لسانی» است، می‌توانند با پلیس «امنیت اخلاقی» به‌روال خودشان سرش را به‌سنگ بکوبند و جانش را بگیرند.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت سیزدهم

دو پاراگرافِ آخر از قسمت دوازدهم

بتول خانوم نوعی خاص از «پیشه­وری» از جنس کارخانگی را داشت. مسئول رتق و فتق کار حداقل سه چهار زن کارگر خانگی دیگر و یکی/دو نفر آدمِ پاره‌وقت در خانه/کارگاه خودش بود. از همین‌رو، عمری از لحاظ سیاسی محافظه‌کار بود. در هر دو رژیمْ اربابی که چهل سال برایش کار دستمزدی کرده بود، یک بازاری خیلی سنتی بود که از حامیان عقیدتی مؤتلفه بود؛ و از «کمونیست» بودن من در زندانِ قبل از بهمن 57 مطلع شده بود. اما از بتول خانوم وضعیت سیاسی واضح‌تری داشت. او طرف‌دار و حامیِ مالیِ خمینی شده بود. و شاید از قبل هم بود، اما عمه‌جونِ من نه خمینی را تائید می‌کرد و نه شاهی بود. فقط در سال 76 یکبار رفت و به‌خاتمی رأی داد. آن‌هم فقط در دور اول. چون در دور دوم از او هم برگشت.

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* کتاب و داستان کوتاه:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top