rss feed

22 آذر 1393 | بازدید: 4638

درباره‌ی خطابیه رضا رخشان به‌معدن‌چیان دنباس

نوشته: عباس فرد

خطابیه رضا رخشان به‌کارگران معادن دنباس برای لحظه‌ای من را به‌زمانی بازگرداند که هنوز جوان بودم و سرشار از شور رفاقت و رفیق‌دوستی و در آرزوی جان‌باختن در مسیری که با جوهره‌ی رفاقت سنگ فرش شده باشد. خطابیه رضا رخشان یک بار دیگر تأکیدی روی این باور دیرینه‌ام گذاشت‌که طبقه‌ی کارگر در سیالیت تاریخی‌اش و علی‌رغم این‌که زیر شدیدترین سرکوب‌های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی قرار داشته باشد، هرگز منحط نمی‌شود و اطلاق کلمه‌ی منحط به‌این طبقه فقط و فقط بیان‌گر انحطاطِ گویندگان آن است. شاید من یا رضا رخشان در اثر هزار فشار آشکار و پنهان

نتوانیم به‌این سلحشوری تاریخی برای همیشه وفادار بمانیم؛ اما مگر در هرلحظه‌ای ده‌ها هزار سلول در بقای و رشد زندگی یک ارگانیسم نمی‌میرند؟ پس باکی از توقف من یا دیگری نیست؛ آن‌چه به‌عنوان سرچشمه‌ی زیبایی و آفرینش دیدنی است، همین فریادی است که به‌هرصورت از گلوی یکی از فرزندان این طبقه چنان رسا و آشکار برخاسته است که امید را به‌رفاقت فرامی‌رویاند. پس، بربستر و در مسیری از جوهره‌ی رفاقت و در تلاش برای استقرار دیکتاتوری پرولتاریا در سراسر جهان، خطابیه رضا رخشان را بخوانیم تا شاید امید به‌رفاقت‌های طبقاتی و انترناسیونالیستی فرابروید: 

به معدنچیان مبارز دنباس

رفقا و کارگران مبارز در معدن دنباس دونتسک" ما از همین جا شاهد مبارزه شما برعلیه بورژوازی حاکم در کیف و سایر دولتهای غربی هستیم. از همین جا بشما درود میفرستیم و امیدواریم که سرانجام کارگران با همبستگی و اتحاد خود در مبارزه با مظاهر نفرت انگیز سرمایه داری نظیر" نازیسم و فاشیست که امروزه سکان امور را در کیف بدست گرفته اند به پیروزی نائل شوید. قطعا این موفقیت برای تمامی پرولتاریای جهانی  الهام بخش خواهد بود. از طرف دیگر مدیا ورسانه های سرمایه داری صبح تا شب بر طبل روس هراسی و اینکه دولت اوکراین سرگرم مبارزه با نیروهای اهریمنی صادره از روسیه است زمینه مساعد روانی واخلاقی در شکل دهی افکار عمومی در کشورهای مختلف ولی بواقع  بعنوان جاده صاف کن دولت اوکراین که در توسل به هر شیوه جنایت آمیز بر علیه کارگران  مبارز وسایر انسانهای ازادیخواه ابایی ندارد را بر عهده دارند.اینجانب بعنوان قطره ای از طبقه بزرگ  کارگر دست شما را به رفاقت می فشارم و امیدوارم که در سایه اتحاد کارگران سرانجام  پیروزی از آن شما خواهد شد.

زنده باد مبارزه معدن چیان دلاور دنباس

مرگ بر فاشیسم. مرگ بر نازیسم

رضارخشان

کارگر

آذرماه/1393

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

یادداشت‌ها

خاطرات یک دوست ـ قسمت هشتم

آخرین پاراگراف قسمت هفتم

.... او که بی‌سامان بود، جستجوی سامان عاطفی را در بستری دیگر انتظار داشت. اما چنین نشده بود. این‌جا هم یک گریزگاهی بود که بر همه‌ ناتوانی­ ها و سستی­ های او در انتخاب، سرپوش می‌گذاشت.

یک‌بار از او پرسیدم چرا با این خانوم ازدواج کردی؟ گفت: «آقاجون و مامانم رفتن خواستگاری، فامیل بود. می‌گفتن دختر با کمالاتیه». پرسیدم پس چی شد؟ جواب داد «آخه من اسیر عشقم بودم». او اسیر ضعف نفس خودش شده بود. یک‌جای خیلی مهمی نتونسته بود اراده کنه، ولی آدرس غلط را به‌یاد سپرده بود.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت هفتم

آخرین پاراگراف قسمت ششم

... البته میزعباس خودش هم بعد مرگ محترم خانم، دوبار دیگر به‌همان سیاق ازدواج کرد. اما دیگر اولادی نیاورد و به‌همان چهار فرزند از همسر اول و پنج فرزند از محترم خانم اکتفا کرد. همسران بعد از محترم خانم هم از وجاهت‌های زنانه‌ی خوبی برخوردار بودند. میزعباس­ قا در مناسباتی بسیار احترام‌آمیز زندگی کرد و از تائید همه ـ‌جز نقد آقا مهدی‌ـ بهره‌مند بود.

ادامه مطلب...

استحاله‌ی برادرزادگی به‌رفاقت!؟

پاسخی به‌نوشته‌ی رضا رخشان در فیس‌بو‌ک‌که برای ماندگاری بیش‌تر در سایت «رفاقت کارگر» منتشر می‌شود.

نوشته‌ی: عباس فرد

رضا جان، از آن‌جاکه گفتگو یا جدل علنی من و تو در صفحه‌ی فیس‌بوک تو جریان یافته ا‌ست، من هم از دوستان سایت «رفاقت کارگری» خواستم‌که نوشته‌ی تو و پاسخ من را در این سایت نیز بازنشر کنند تا ضمن دسترسی عمومی‌تر این نوشته‌ها، از ماندگاری احتمالی بیش‌تری هم برخوردار شوند. امید است‌که مخالفت شدیدی نداشته باشی. این را هم بگویم که فیس‌بوک مطلبی با این حجم را از من نمی‌پذیرد.

ادامه مطلب...

در جواب رفیق عباس فرد

[این نوشته‌ی رضا رخشان در پاسخ به‌یادداشت «رضا جان تند رفتی!»، از عباس فرد است که در فیس‌بوک منتشر شده و به‌منظور جواب متقابل در این‌جا نیز منتشر می‌شود].

ادامه مطلب...

رضا جان، تند رفتی! پاسخ به‌نوشته رضا رخشان (با عنوان از پروکاتور تا آژیتاتور که در فیس‌بوک منتشر شد)

نوشته: عباس فرد

من در تمام 55 سالگی که بی‌وقفه درگیر این‌گونه مسائل (یعنی: مسائلی مانند کتاب خواندن، فکر کردن به‌امورات اجتماعی، مبارزه‌ی کارگری، مناسبات سوسیالیستی و مانند آن) بوده‌ام، لحظه‌ای به‌اعتبار و آبرو اهمیت ندادم و از هیچ فرد و گروهی هم به‌لحاظ اجتماعی حساب نبرده‌ام. به‌بیان روشن‌تر، آن‌قدر مغرور هستم که اگر روزی قدمی را از روی ترس اجتماعی، حفظ آبرو و یا کسب اعتبار بردارم، به‌راحتی می‌توانم به‌این‌گونه زندگی به‌نحوی خاتمه بدهم. پس، برای لحظه‌ای گاز را شل کن تا من پیاده هم به‌شما که سواره‌اید، برسم.

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top