rss feed

20 تیر 1400 | بازدید: 696

بیانیه شماره دوم کمیته دفاع از کارگران اعتصابی

نوشته: کمیته دفاع از کارگران اعتصابی

کارگران! افزایش قوای سازمانی شما، توازن قوا در میدان کار و سرمایه را به نفع شما تغییر می دهد، با اقدام به ایجاد تشکلی مستقل، سوا از اینکه خود را درجه ای برای رسیدن به خواست ها و مطالبات تان نزدیک می کنید، موقعیت کل طبقه کارگر ایران را در موضع قدرت در مقابل سیستم سرمایه قرار داده اید. لذا با اتخاذ تاکتیک های مناسب تمامی نیرنگ های کارفرمایان را نقش برآب کنید و بسوی ایجاد تشکل مستقل خود از دولت و کارفرما که از مطالبات اساسی طبقه کارگر نیز می باشد گام بردارید. چون میزان سازمانیابی شما رابطه مستقیم با توان چانه زنی شما با دولت و کارفرما را دارد.

 

بیانیه شماره دوم کمیته دفاع از کارگران اعتصابی

 توضیح سایت رفاقت کارگری:

امروز یکی از دوستان فیس‌بوکی از طریق مسنجرِ فیس‌بوک تماس گرفت و نوشته‌ی زیر را تحت عنوان «بیانه شماره دو کمیته دفاع از کارگران اعتصابی» به‌منظور انتشار اینترنتی برای‌مان ارسال کرد. ضمن این‌که قول قطعی انتشار ندادیم، به‌او گفتیم مطالعه می‌کنیم، اگر با دریافت‌ها و نظرات ما (که قطعاً ممهمور به‌مهر خارج از کشوری است)، ناسازگار نبود، منتشرش می‌کنیم.

پس از مطالعه‌ی بیانه مذکور به‌این نتیجه رسیدیم که صرف‌نظر از چگونگی رابطه‌ی نویسندگان این بیانه با کارگران واحدهای نسبتاً جداگانه‌ی درحال اعتصاب، انتشار این بیانیه بهتر از عدم انتشار آن است. لازم به‌توضیح است که به‌نظر ما برخلاف نظر نویسندگان این بیانیه هنوز «طبقه کارگر متحد و با اراده ای قوی» نه تنها سنگری نساخته، بلکه هنوز هم شکل نگرفته و این اعتصاب یکی از گام‌های مهم در چنین راستایی است.

*****

بیانیه شماره دوم کارگران، مردم آزادیخواه و همکاران اعتصابی!

 بیش از دو هفته از اعتصاب باشکوه کارگران شرکت های پیمانکاری در عسلویه و دیگر نقاط ایران می گذرد، اعتصابی که به میدان جنگ و نزاعی نابرابر و تمام عیار تبدیل شده که از یک سو طبقه کارگر متحد و با اراده ای قوی کماکان در سنگر خواست و مطالبات بر حق خود، مقاومت می کند و از سوی دیگر کارفرمایان و تمامی حامیانشان از دولت و دم دستگاه پروپاگاندای سرمایه گرفته تا بازوی سرکوبگر آن در سنگر مقابل علیه شما کارگران جبهه گرفته اند، تا استقامت و مقاومتتان را درهم بشکنند. ادامه ی اعتصاب شما بازوی سرکوبگر سرمایه را زمین گیر کرده است. بطوری که هیچ اراده ای را در خود برای مقابله سخت با شما نمی بیند؛ به همین خاطر کارفرمایان و دولت حامی آنها برای شکستن اعتصاب، اقدامات جدی را در دستور کار خود قرار داده اند، اقداماتی از قبیل تشکیل نهادها و تشکل های به ظاهر کارگری اما در ماهیت ضد کارگر، جابجا کردن کارگران از یک شرکت و استخدام آنها در شرکتی دیگر به دلیل قطع ارتباط کارگران باهم و استفاده از ترفندهایی چون روزمزدی کردن کارگران که در واقع با هدف استثمار بیشتر کارگران مطرح می شود و بسیاری حیله و نیرنگ دیگر برای به شکست کشاندن اعتصابتان

کارگران! افزایش قوای سازمانی شما، توازن قوا در میدان کار و سرمایه را به نفع شما تغییر می دهد، با اقدام به ایجاد تشکلی مستقل، سوا از اینکه خود را درجه ای برای رسیدن به خواست ها و مطالبات تان نزدیک می کنید، موقعیت کل طبقه کارگر ایران را در موضع قدرت در مقابل سیستم سرمایه قرار داده اید. لذا با اتخاذ تاکتیک های مناسب تمامی نیرنگ های کارفرمایان را نقش برآب کنید و بسوی ایجاد تشکل مستقل خود از دولت و کارفرما که از مطالبات اساسی طبقه کارگر نیز می باشد گام بردارید. چون میزان سازمانیابی شما رابطه مستقیم با توان چانه زنی شما با دولت و کارفرما را دارد. قلب تک تک ما کارگران ایران در گرمای سوزان عسلویه همراه شما می تپد. در پایان از تمامی بخش های مختلف طبقه کارگر، معلمان، زنان، دانشجویان، کارگران شاغل در صنایع کوچک و بزرگ، کارگران معادن و بخش خدمات و... می خواهیم کارگران اعتصابی در شرکت های پیمان کاری فعال در منطقه عسلویه و نقاط مشابه را تا رسیدن به خواست و مطالبات شان همراهی حمایت کنند.

کمیته دفاع از کارگران اعتصابی نوزدهم تیر 1400 آدرس ایمیل کمیته دفاع از کارگران اعتصابی:

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

یادداشت‌ها

خاطرات یک دوست ـ قسمت دوازدهم

آخرین پاراگراف قسمت یازدهم

نمی‌دانم چرا در سری دوم به­تخت بسته شدن یاد ننه سادات افتادم. به‌نظرم می‌آمد که می­ارزد در راهی کتک بخورم که مردمانی چون ننه سادات در حقارت و رنج زندگی نکنند. عجب معجزه­ای کرد این نظرورزی نوع دوستانه من. بعدها برای چند نفر در زندان تعریف کردم. بهروز نابت که خیلی به‌من نزدیک بود، دستم را با مهر فشرد. و از چند ماه (جیره‌ی) شلاق خوردنش برایم حرف زد. گرمی ادراکش عجب چسبید. روزهای بعد همراهم تجسم ننه سادات بود و تاب­آورنم را سهل می‌کرد. بعد از سیزده روز من بُردم. «هیچ» اطلاعاتی لو نرفت! سرافراز بودم و سپاسگذار ننه سادات.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت یازدهم

اولش شروع کردم به‌شمردن کابل­ ها به‌کف پا: چهل­ و هشت... پنجاه‌ونه. اولین ضربات خیلی تحریکات شدیدتری داشت. یاد پابرهنه راه رفتن در کوه می‌افتادم. نوع کابل و زننده‌ی کابل عوض شد. این یکی تحملش سخت‌تر بود: سی ­و دو... فریادْ کمکی نمی‌کرد، عصب­ ها تاب نمی­ آورد. چندجا پوست کنده شده بود. چشمم تار شد. نفسم رفت... سطل آبِ سرد را که ریخت روی سرم چند قولوپ آب را فرو دادم. به‌سرفه افتادم. آب از حلقم به‌نای رفته با درد از بینی بیرون آمد. چشمانم  باز شد. دو نفر کابل به‌دست داشتند. یک نفر که اول با کابل نازک می‌زد بیرون رفته بود. کابل زنِ دوم که با کابل وسطی می‌زد و یه نفر هم با کلفت‌ترین کابلْ عرق کرده و پائین تخت ایستاده بود. دو نفر دیگر مشغول بازکردن دست و پا بودند. یکی دیگر هم از در بیرون می‌رفت. پایم را حس نمی‌کردم. سنگین و متورم بود. باورم نمی‌شد. چقدر زود گشت.

ادامه مطلب...

دست‌ها ازآسانژ کوتاه! آسانژ و امپراتوری کنترل

اگر آسانژ را مجرم شناختند به این دلیل است که چشمان ما را به روی جنایات جنگی آمریکا باز کرد، چون دستورات شکنجه زندانیان گوانتانامو یا ویدئوی قتل ۱۱ غیرنظامی از جمله دو گزارشگر رویتر را وقتی بالگردهای اِی اِچ ۶۴ آپاچی خیابانی در عراق را به آتش کشیدند، به ما نشان داد.

ادامه مطلب...

شعری که شعر نیست!

می‌ترسم از این‌که شعرم توانمند نباشد؛

در حضور دیگران ارجمند نباشد؛

در بیان دردِ این توده‌ی عظیمِ فرودستانْ حقیقت‌مند نباشد؛

ترسم از آن است که،

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت دهم

«مادرجون» همواره مرا و کنش­ هایم را ارج می­ نهاد. جوری بود که در تمام مقاطع زندگیم مرا از هر تائیدی بی ­نیاز می‌کرد. و در برابر هر صعوبت و دشواری‌ای توان پایمردی را در درون من بیدار و پایدار می‌کرد. او توانسته بود بدون این‌که آموزشی (سوادی) دیده باشد، مربی عواطف، حسیات، و وزنه­ هایی از کارکردهای تشخیصی و شخصیتی مرا هدایت و پرورده کند. او به‌غایت مهربان و باگذشت بود. در مهربانی‌اش حمایت ­گر و خدمت­ گذار بود.

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* کتاب و داستان کوتاه:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top