rss feed

20 تیر 1400 | بازدید: 925

بیانیه شماره دوم کمیته دفاع از کارگران اعتصابی

نوشته: کمیته دفاع از کارگران اعتصابی

کارگران! افزایش قوای سازمانی شما، توازن قوا در میدان کار و سرمایه را به نفع شما تغییر می دهد، با اقدام به ایجاد تشکلی مستقل، سوا از اینکه خود را درجه ای برای رسیدن به خواست ها و مطالبات تان نزدیک می کنید، موقعیت کل طبقه کارگر ایران را در موضع قدرت در مقابل سیستم سرمایه قرار داده اید. لذا با اتخاذ تاکتیک های مناسب تمامی نیرنگ های کارفرمایان را نقش برآب کنید و بسوی ایجاد تشکل مستقل خود از دولت و کارفرما که از مطالبات اساسی طبقه کارگر نیز می باشد گام بردارید. چون میزان سازمانیابی شما رابطه مستقیم با توان چانه زنی شما با دولت و کارفرما را دارد.

 

بیانیه شماره دوم کمیته دفاع از کارگران اعتصابی

 توضیح سایت رفاقت کارگری:

امروز یکی از دوستان فیس‌بوکی از طریق مسنجرِ فیس‌بوک تماس گرفت و نوشته‌ی زیر را تحت عنوان «بیانه شماره دو کمیته دفاع از کارگران اعتصابی» به‌منظور انتشار اینترنتی برای‌مان ارسال کرد. ضمن این‌که قول قطعی انتشار ندادیم، به‌او گفتیم مطالعه می‌کنیم، اگر با دریافت‌ها و نظرات ما (که قطعاً ممهمور به‌مهر خارج از کشوری است)، ناسازگار نبود، منتشرش می‌کنیم.

پس از مطالعه‌ی بیانه مذکور به‌این نتیجه رسیدیم که صرف‌نظر از چگونگی رابطه‌ی نویسندگان این بیانه با کارگران واحدهای نسبتاً جداگانه‌ی درحال اعتصاب، انتشار این بیانیه بهتر از عدم انتشار آن است. لازم به‌توضیح است که به‌نظر ما برخلاف نظر نویسندگان این بیانیه هنوز «طبقه کارگر متحد و با اراده ای قوی» نه تنها سنگری نساخته، بلکه هنوز هم شکل نگرفته و این اعتصاب یکی از گام‌های مهم در چنین راستایی است.

*****

بیانیه شماره دوم کارگران، مردم آزادیخواه و همکاران اعتصابی!

 بیش از دو هفته از اعتصاب باشکوه کارگران شرکت های پیمانکاری در عسلویه و دیگر نقاط ایران می گذرد، اعتصابی که به میدان جنگ و نزاعی نابرابر و تمام عیار تبدیل شده که از یک سو طبقه کارگر متحد و با اراده ای قوی کماکان در سنگر خواست و مطالبات بر حق خود، مقاومت می کند و از سوی دیگر کارفرمایان و تمامی حامیانشان از دولت و دم دستگاه پروپاگاندای سرمایه گرفته تا بازوی سرکوبگر آن در سنگر مقابل علیه شما کارگران جبهه گرفته اند، تا استقامت و مقاومتتان را درهم بشکنند. ادامه ی اعتصاب شما بازوی سرکوبگر سرمایه را زمین گیر کرده است. بطوری که هیچ اراده ای را در خود برای مقابله سخت با شما نمی بیند؛ به همین خاطر کارفرمایان و دولت حامی آنها برای شکستن اعتصاب، اقدامات جدی را در دستور کار خود قرار داده اند، اقداماتی از قبیل تشکیل نهادها و تشکل های به ظاهر کارگری اما در ماهیت ضد کارگر، جابجا کردن کارگران از یک شرکت و استخدام آنها در شرکتی دیگر به دلیل قطع ارتباط کارگران باهم و استفاده از ترفندهایی چون روزمزدی کردن کارگران که در واقع با هدف استثمار بیشتر کارگران مطرح می شود و بسیاری حیله و نیرنگ دیگر برای به شکست کشاندن اعتصابتان

کارگران! افزایش قوای سازمانی شما، توازن قوا در میدان کار و سرمایه را به نفع شما تغییر می دهد، با اقدام به ایجاد تشکلی مستقل، سوا از اینکه خود را درجه ای برای رسیدن به خواست ها و مطالبات تان نزدیک می کنید، موقعیت کل طبقه کارگر ایران را در موضع قدرت در مقابل سیستم سرمایه قرار داده اید. لذا با اتخاذ تاکتیک های مناسب تمامی نیرنگ های کارفرمایان را نقش برآب کنید و بسوی ایجاد تشکل مستقل خود از دولت و کارفرما که از مطالبات اساسی طبقه کارگر نیز می باشد گام بردارید. چون میزان سازمانیابی شما رابطه مستقیم با توان چانه زنی شما با دولت و کارفرما را دارد. قلب تک تک ما کارگران ایران در گرمای سوزان عسلویه همراه شما می تپد. در پایان از تمامی بخش های مختلف طبقه کارگر، معلمان، زنان، دانشجویان، کارگران شاغل در صنایع کوچک و بزرگ، کارگران معادن و بخش خدمات و... می خواهیم کارگران اعتصابی در شرکت های پیمان کاری فعال در منطقه عسلویه و نقاط مشابه را تا رسیدن به خواست و مطالبات شان همراهی حمایت کنند.

کمیته دفاع از کارگران اعتصابی نوزدهم تیر 1400 آدرس ایمیل کمیته دفاع از کارگران اعتصابی:

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

یادداشت‌ها

پدربزرگ یک سوسیالیست حقیقی بود

  

  - قربون دستت عزیزم، واقعاً آشپزیت حرف نداره! بابا بزرگت می‌گفت که هفت جور غذا بلده که یکی از یکیش عالی­تره. بعدش‌ با تخم مرغ: نیمرو؛ با آرد و تخم مرغ: خاگینه؛ با تخم مرغ (و سیب‌زمینی و سبزی و خیلی چیزهای دیگه(: چند جور کوکو؛ با قارچ و لوبیا و چیزهایی مثل این‌ها: چند جور خوراک آب­پزِ من‌درآوردی می‌ذاشت جلومون. بعد از همه اینا، برای تکمیل هنرش هر کدوم رو می‌گفت با چه نونی باید خورد.

ادامه مطلب...

قصه‌ی زندگی - دغدغه‌ی مادرانه در شهریور و مهر 1401

ـ پسرم، صابر جان؛ حکومت ولایت فقیه تنها نیست؛ بلکه حمایت‌های آشکار و پنهان ایالات متحده آمریکا، اروپای قبل و بعد از اتحادیه شدن، و اردوگاه­های شرق و همه‌ی مرتجعین منطقه را پشت سرِ خودش داره. و این سوای دعواهای منافع و مادی و جایگاه قدرقدرتیه!

ادامه مطلب...

نمی‌تونم بگم چی‌کار کنین. نمی‌دونم!

زندونی و کتک خوردن بابا اسماعیل و باباجون، که همین‌ها هم کشتنش، با مال ماها اصلاً قابل مقایسه نیست. مالِ من که سوسولی بود! راستی ننه ماهی، اوضاع رو چطوری می‌بینی، چی‌کار باید کرد؟ دوستام می‌گن از مامان و مادر بزرگت بپرس‌، شما چی می‌گین؟

ادامه مطلب...

یادداشتی مادرانه: مهسا نمی‌دانست، اما می‌خواست حق داشته باشد

شهریور به‌دنیا آمد و در شهریور جانش را گرفتند. چه بگویی به‌طور عمد، چه بگویند تصادفی؛ فرقی نمی‌کند. متولد سال 1379 بود. بیست ودوسال را در این سرزمین و این حکومت تجربه کرده بود. می‌دانست که آمران به‌معروف و ناهیان از منکر که وظیفه‌شان «تذکر لسانی» است، می‌توانند با پلیس «امنیت اخلاقی» به‌روال خودشان سرش را به‌سنگ بکوبند و جانش را بگیرند.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت سیزدهم

دو پاراگرافِ آخر از قسمت دوازدهم

بتول خانوم نوعی خاص از «پیشه­وری» از جنس کارخانگی را داشت. مسئول رتق و فتق کار حداقل سه چهار زن کارگر خانگی دیگر و یکی/دو نفر آدمِ پاره‌وقت در خانه/کارگاه خودش بود. از همین‌رو، عمری از لحاظ سیاسی محافظه‌کار بود. در هر دو رژیمْ اربابی که چهل سال برایش کار دستمزدی کرده بود، یک بازاری خیلی سنتی بود که از حامیان عقیدتی مؤتلفه بود؛ و از «کمونیست» بودن من در زندانِ قبل از بهمن 57 مطلع شده بود. اما از بتول خانوم وضعیت سیاسی واضح‌تری داشت. او طرف‌دار و حامیِ مالیِ خمینی شده بود. و شاید از قبل هم بود، اما عمه‌جونِ من نه خمینی را تائید می‌کرد و نه شاهی بود. فقط در سال 76 یکبار رفت و به‌خاتمی رأی داد. آن‌هم فقط در دور اول. چون در دور دوم از او هم برگشت.

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* کتاب و داستان کوتاه:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top