rss feed

عنوان تاریخ
تحریم‌ها به‌مثابه‌ی سلاح کشتار جمعی: جنگ آمریکا برعلیه ونزوئلا 22 خرداد 1398
چرا اسرائیل نباید وجود داشته باشد 07 ارديبهشت 1398
چند مصاحبه با زنان طبقه کارگر در غرب لندن ـ قسمت سوم 24 اسفند 1397
روایتی از یک اعتصاب 09 شهریور 1397
چند مصاحبه با زنان طبقه کارگر در غرب لندن قسمت دوم 06 مرداد 1397
چند مصاحبه با زنان طبقه کارگر در غرب لندن قسمت اول 06 خرداد 1397
ملاحظاتی درباره‌ی تاریخ حزب بلشویک 07 ارديبهشت 1397
بولیوی ـ انقلاب فراموش شده‌ی فوریه 1952؟ 06 اسفند 1396
کارگران فلزکار و انقلاب روسیه 23 بهمن 1396
نام مرا تمام جهان می‌داند: کارگرم 06 دی 1396
اقدامات کارگری در مارس 1921ـ آلمان 24 شهریور 1396
نگاهی به‌سال 1917 ـ پس از فروپاشی شوروی 11 ارديبهشت 1396
کارگران روسیه و حزب بلشویکِ در قدرت 14 اسفند 1395
زندگی انسانی داشتن حق مسلم ماست 03 اسفند 1395
جهان با سرعت به راست میتازد 03 بهمن 1395
قیام دانش‌جویی‌ـ‌دانش‌آموزی سووتو در سال 1976 23 دی 1395
آیا دونالد ترامپ آخرین پاانداز سرمایه‌داری انتخاباتی آمریکاست؟ 02 آذر 1395
مبارزه‌ی طبقاتی در آفریقای جنوبی - از جنگ جهانی دوم تا اوسط دهه‌ی 1970 11 آبان 1395
اوضاعِ بوقلمونی و دبیرکل 08 آبان 1395
تاریخ مختصرِ مبارزه طبقاتی در آفریقای جنوبی 09 مرداد 1395

یادداشت‌ها

چند نکته درباره‌ی جهان‌گیری کرونا ویروس

1ـ امپریالیست‌ها، سرمایه‌‌های فرامرزی و بانک‌های تجاریْ تمامی واردات و صادراتِ تولیداتِ کشاورزی، صنعتی، نظامی، فن‌آوری دیجیتال  و پزشکی را در دنیا کنترل می‌کنند. این‌ها بحران جهان سرمایه‌داری را با جهانی شدن Covid-19 آمیختند تا طبقه کارگر، دهقانان، بی‌کاران (جوانان و افراد مسن‌تر)، پابرهنگان و زحمت‌کشان به‌طور مضاعف بهای آن را در گورستان‌های دسته‌جمعی و در بیمارستان‌های فاقد تخت‌های مجهز پزشکی بپردازند. چرا به‌طور مضاعف؟ برای این‌که هزینه‌ی آن را (هزینه‌ی بستری شدن) را قبل از شیوعِ کروناویروس پرداخته‌اند.

ادامه مطلب...

اخلاق اجتماعی در پرتو کروناویروس

شیوع کروناویروس مسائلی را برجسته کرده و در مقابل چشم‌های ما قرارداده است که نمی‌دانم آیا قادر به‌دیدن آن‌ها هستیم یا نه؟ برای نمونه، یکی این‌که فرهنگ اجتماعی یا (هرعنوانی که به‌افکار و باورها و رفتارهای اجتماعی بدهیم) در میان ما بسیار سخیف به‌نظر می‌رسد؛ یعنی: فردمحور شده‌ایم و به‌نتایج اجتماعی رفتار و کردارمان توجهی نداریم.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت پنجم

آخرین پاراگراف قسمت چهارم

همان اوایل چند باری که از سینما برمی­ گشتیم و ته جیب­ مون هنوز چند تومانی باقی بود، کنار پیاده‌رو ـ‌سرِ خیابان لاله­ زار‌ـ به‌کتاب­ فروشی‌های بساطی سر می‌زدیم و چندتا کتاب هم می‌خریدیم. شعرای عصر مشروطه، کتاب‌های رمان پلیسی و رمان­های اجتماعی، همه­ چی قروقاطی می‌خریدیم و من می‌خواندم. کتاب‌خوان خانه شدم. مادرم خوشحال بود. شاید رؤیاهایش را می­ پرورید؛ پدرم تاجایی که مزاحمش نبودم (یعنی: چراغ گِردسوز را موقع خوابش روشن نمی­ گذاشتم) خنثا بود! برادرانم اوایل متأثر نبودند، اما سرنوشتِ آن‌ها هم در آینده از این سبک‌وسیاق من تأثیر گرفت.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست قسمت چهارم

آخرین پاراگراف قسمت سوم:

برادر کوچک‌تر عباس ـ‌اکبر‌ـ همافر شد و با لباس نظامی توی کوچه رفت­وآمد می­کرد. بچه‌ی آخر ـ‌اصغر‌ـ محصل مدرسه پهلوی بود. گُنده‌بَکی بود. بوکس کار می­کرد. نسق می­گرفت و زور می­گفت و چشم چرون همه خونه‌ها بود. کسی هم بهِش پا نمی­داد. به‌جز دخترهای مشداکبرسبزی فروش!

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست قسمت سوم

آخرین پاراگراف قسمت دوم

پدر و مادر من بعد از ازدواج در مشهد به‌تهران آمدند و با عمه بتول (خواهر کوچک پدرم) و شویش و خانواده­ای به‌نام عموحبیب در این خانه ساکن شدند. هریک، یک اتاقِ تقریباً نوساز این بالاخانه را اجاره می‌کنند. دو‌ـ‌­سه سال بعد، من در اتاق میانی به‌دنیا می‌آیم. پدر استادِ بنا بود. حبیب­اله کارگر تأسیسات مکانیکی بود و در کارخانه‌ی چیت‌سازی ری مشغول به‌کار می‌شود. و شوهر عمه که اصلاً مشهدی بود، طلاساز بود که در بازار مشغول کار شده بود. زن‌های این مردان هم در خانه کار می‌کردند و لیدر این کارکنان خانگی عمه بتول خانم بود که برای تاجری در بازار حضرتی تهران باچرخ جوراب‌بافی جوراب می‌بافت. چرخ جوراب‌بافی در قد و اندازه چرخ خیاطی صنعتی بود.

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top