rss feed

09 تیر 1396 | بازدید: 1039

آقای روحانی! این خصوصی سازی است یا مرگ در اثر گرسنگی؟

نوشته: سندیکای هفت تپه

توهین قائم مقام مدیریت شرکت نیشکرهفت تپه (آقای سیامک افشار) به کارگران معترض. ازبدو حضوربخش خصوصی به شرکت و بدلیل ناتوانی درانجام تعهدات قانونی خود، که همواره با واکنش شدید کارگران مواجعه شده، کارفرما بجای پرداخت مطالبات بحق کارگران که ابتدایی ترین حق ما، همانا پرداخت حاصل دسترنجمان می باشد.

 اما گویا کارفرمای بخش خصوصی چنین حقی را برنمی تابند و این موضوع باعث خشم وناراحتی آنها شده است بطوریکه دیروز (7تیرماه) بمناسبت عیدفطر، ایشان درنمازخانه شرکت که جای نیایش وعبادت است حتی حرمت این مکان را حفظ نکرده وبجای معذرت خواهی ازپرسنل بدلیل ناتوانی درپرداخت مطالبات انها، کارگران معترض را مشتی اراذل واوباش خطاب کرده است واعلام نموده است که من ازین ببعد، فضای شرکت راامنیتی خواهم کرد. ناگفته نماند این چندمین باریست که مدیران شرکت، بجای توجه به خواسته های کارگران، اقدام به توهین کرده ویا باورود نیروهای انتظامی به شرکت، در جهت ایجاد فضای رعب و وحشت، اقدام به شلیک هوایی کردند وبه کارگران فحش ناموسی هم دادند. چندی قبل هم امیداسدبیگ مدیرعامل شرکت، ازاین الفاظ رکیک و زننده، طی مصاحبه ای استفاده کرده بود. این روزها بدلیل بی تفاوتی مسئولین و دولت، کارگران یکه و تنها درحال نبرد با کارفرما برای دستیابی به حق مسلم خودهستند و اگرمسئولین منطقه تدبیری نیاندیشند و تکلیف شرکت وکارگران را نسبت به برگشتن شرکت به شرایط دولتی فراهم نکنند باید انتظار هرموضوع واقدامی را در اتی داشته باشند چون کارگران بیش از این نمیتوانند شاهد این بی اخلاقی ها و بی حرمتیها باشند وسکوت اختیارکنند. لازم بذکر است که این منطقه دارای بافتی عشایری و طایفه‌ای بوده و بهیچ عنوان مردم این منطقه این اعمال را برنمیتابند. که امیداست باتوجه به شرایط خاص منطقه وکشور، بااقدام به موقع مسئولین امنیتی مانع هرگونه سواستفاده ازاین گونه نارضایتی توسط بدخواهان کشورباشیم.

 اما در پایان، گفتگویی ساده و بی تعارف با اقای روحانی

 آقای روحانی تروخدا این چه مدل خصوصی کردن بود؟ چرا شرکت به این بزرگی را به کسانی واگذار کرده اید که از پرداخت جیره ناچیز ماه رمضان که عبارت بود از، یک کیسه برنج و نیم کیلو خرما ودوعدد مرغ، عاجز بودند. اینها قرار است که تحول اقتصادی ایجاد کنند؟ وای برما. ما احساس بدبخت بودن می کنیم . ما گرسنه ایم. بچه های ما هم گرسنه اند. لطفا هفت تپه را دریابید.

 جمعی از کارگران وپرسنل شرکت نیشکر هفت تپه

 تیرماه/1396

 

یادداشت‌ها

خاطرات یک دوست قسمت سوم

آخرین پاراگراف قسمت دوم

پدر و مادر من بعد از ازدواج در مشهد به‌تهران آمدند و با عمه بتول (خواهر کوچک پدرم) و شویش و خانواده­ای به‌نام عموحبیب در این خانه ساکن شدند. هریک، یک اتاقِ تقریباً نوساز این بالاخانه را اجاره می‌کنند. دو‌ـ‌­سه سال بعد، من در اتاق میانی به‌دنیا می‌آیم. پدر استادِ بنا بود. حبیب­اله کارگر تأسیسات مکانیکی بود و در کارخانه‌ی چیت‌سازی ری مشغول به‌کار می‌شود. و شوهر عمه که اصلاً مشهدی بود، طلاساز بود که در بازار مشغول کار شده بود. زن‌های این مردان هم در خانه کار می‌کردند و لیدر این کارکنان خانگی عمه بتول خانم بود که برای تاجری در بازار حضرتی تهران باچرخ جوراب‌بافی جوراب می‌بافت. چرخ جوراب‌بافی در قد و اندازه چرخ خیاطی صنعتی بود.

ادامه مطلب...

تقاضای جنایت‌کاران از جنایت‌کاران برای دفاع از اسماعیل بخشی!!؟

حمیت، شرف و آزادگی کارگری به‌همه‌ی فعالین صدیق مبارزات کارگری حکم می‌کند که برعلیه نامه‌ی خانم مینا احدی به‌آنگلا مرکل و تقاضای کمک از او برای دفاع از اسماعیل بخشی عکس‌العملی طبقاتی و انسانی نشان بدهند. اما بیش از دیگران، این وظیفه‌ی طبقاتی اسماعیل بخشی است که برعلیه این نامه به‌روشن‌ترین وجه موضع‌گیری کند تا نیروی مبارزاتی کارگران و زحمت‌کشان در ایران به‌ابزاری برای تخریب زیرساخت‌های لازم برای زندگی و ابقای سرمایه تبدیل نشود.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست قسمت دوم

محیط میدان شوش مستعد کارهایی مثل دزدی، مواد مخدر (‌تازگی‌ها هروئین هم پیدا شده بود) الکلیسم و خیلی نابهنجاری‌های دیگر بود. اما کتاب‌خوانی مسیر زندگی مرا عوض کرد. مادر بدون آن‌که در حمایتش از کتاب خوانی من خللی پیدا شود تا سال‌ها زندان و دربدری­هایی که به‌روزش آمد، هم‌چنان حامی من ماند. البته همین خصلت حمایت‌گری را با شیوه‌ی وجودی خودش به‌من هم آموخت!

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست- قسمت یکم

 

دوست عزیزم!

تعجب نکن، در این مرحله از زندگی و این کم و کیفی که توانستم از زندگی بیاموزم، و درک روشن و یا حتی نیمه‌روشنی از آن داشته باشم، بی‌تعارف تو عزیز منی!

ادامه مطلب...

ارعاب و خشونت محصول نظام سرمایه‌داری است

ما معتقدیم کسی‌که دست به‌خشونت می‌برد، می‌ترسد. کسانی‌که در این دوره متوسل به‌اسلحه می‌شوند نه تنها مشروعیتی ندارند، بلكه مخالف آزادی و رسیدن زحمت‌كشان به‌حقوق خود [نیز] هستند. تفنگ در دستان سركوب‌گران است و زحمت‌كشان سلاح‌شان در كارهای جمعی و به‌طور مشخص اعتصاب و کارهای مدنی است. ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top