rss feed

19 دی 1404 | بازدید: 345

ماتریالیسم دیالکتیک به‌مثابه‌ی صور ادراکی، ابزاری برای اندیشه‌اند

نوشته شده توسط کاوه سعیدی

آزادی انسانی، برخلاف تصور رایج که آن را رهایی از قید و بند می‌داند، در ژرف‌ترین معنای خود عبارت است از شناخت امکانات، درک ضرورت و عمل بر پایه‌ی این شناخت و ادراک. انسان آزاد، کسی نیست که ضرورت‌ها را انکار کند یا از آن‌ها بگریزد، بلکه کسی است که با شناخت امکانات واقعیْ در عمل، ضرورت‌ها را به‌گونه‌ای معقول در‌می‌یابد و شیوه و راه‌کارهای تحقق اهداف آگاهانه‌ی خویش را فراهم می‌آورد. 

 

ماتریالیسم دیالکتیک به‌مثابه‌ی صور ادراکی،

                ابزاری برای اندیشه‌اند

نوشته: کاوه سعیدی

دانلود متن

توضیح سایت رفاقت کارگری

هم‌چنان‌که دوست عزیز ما، کاوه سعیدی، برای سایت رفاقت کارگری توضیح داده است، قصد از تنظیم این نوشته‌ی یادداشت‌گونه ارائه‌ی تبیین و تحلیلیِ جامع از ماتریالیسم دیالکتیک به‌مثابه‌ی دیدگاهی فلسفی و حتی ابزار متدولوژیک در تناسب زمانه‌ی کنونی نیست. به‌بیان دیگر، نوشته‌ی حاضر سعی دارد تصویری مختصر از ماتریالیسم دیالکتیک به‌مثابه‌ی ردیه‌ای علمی، مستدل و فلسفی در مقابل باورهای روبه‌افزایش خرافی ارائه کند که علی‌رغم بریدگی نسبی‌‌شان از شریعت اسلامی و ‌شیعی، اما هم‌چنان ایده‌آلیستی و حتی خرافاتی باقی مانده‌اند. به‌هروی، خواننده‌ی کنجکاو، ضمن جستجو و تحقیقات ویژه‌ی خودْ می‌تواند به‌لینک‌هایی مراجعه کند که در انتهای این نوشته می‌آید و روی بعضی از جنبه‌ها و پاره‌ای از اصول ماتریالیسم دیالکتیک تمرکز دارند.

 

</p

 

یادداشت‌ها

درباره‌ی رابطه‌ی «فرد» و مقوله «ایمرجنس»

در تجربه‌ی انسانی، فرد هرگز در خلأ شکل نمی‌گیرد. هویت، آگاهی، گرایش‌ها و حتی شیوه‌ی احساس‌کردن انسان، همواره در پیوندی زنده با گروه‌ها پدید می‌آید. گروه صرفاً جمع مکانیکیِ افراد نیستند، بلکه کلیتی از افراد است که کیفیتی نو می‌آفریند؛ کیفیتی که به‌تنهایی به‌هیچ‌یک از افراد شاکله‌اش قابل تقلیل نیست. اینجاست که مفهوم ایمرجنس (Emergence) اهمیت مرکزی پیدا می‌کند.

ادامه مطلب...

نامه‌ی سرگشاده‌ی دانشگاهیان هلند به‌رؤسای آموزش عالی

به‌مدیران تمامی مؤسسات آموزش عالی در هلند:

ما کارکنان، پژوهشگران و فارغ‌التحصیلان کالج‌ها، دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی سراسر هلند، این نامه‌ی سرگشاده را برای شما می‌نویسیم تا شما به‌رعایت موارد زیر فرابخوانیم:

الف) به‌رسمیت شناختن نسل‌کشی مداوم مردم فلسطین و پایبندی به‌مسئولیت اخلاقی ناشی از آن، [که چیزی جز] قطع رابطه با همه‌ی مؤسسات، پروژه‌ها و شرکت‌هایی است که به‌نوعی با این نسل‌کشی همکاری می‌کنند.

ب) تلاش برای پایان دادن به‌خشونت پلیس در محوطه‌های دانشگاهی هلند.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت چهل‌وپنجم

چند پاراگرافِ آخر از قسمت چهل‌وچهارم

وضعیت بیرون آمدن من هم با همین ترتیب بود.  اسمم را که صدا زدند به سمت در رفتم. در که باز شد گویی به مسیلی رانده شده باشم به سمت بالا سوق یافتم و با فاصله کمی بردوش این و آن قرار گرفتم . مردم شعار می دادند و بر زندانی سیاسی درود می فرستادند. و زندانیان نیز شعار می دادیم و به «خلق قهرمان» درود می فرستادیم. فاصله عرض میدان که چند ده قدمی بیش نبود به کندی می گذشت. وقتی از میان جمعیت قدم به قدم می گذشتیم با دست دادن بسیاری در نزدیکی خود مواجه می شدیم. مهر و عطوفتی در که پاداش قهری بود نسبت به دستگاهی که این بند را زاده بود داشتیم و اینک این بند گسسته بود.

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت چهل‌وچهارم

 

چند پاراگرافِ آخر از قسمت چهل‌وسوم

در یک برنامه تلویزیونی طراحی شده (آنطور که در روزنامه های آن دوران ضبط است 342 نفر) را بطور نشسته در یک سالنی به نمایش گذاشتند. یکنفر بیانیه ای را از روی کاغذی (چنانکه بیاد می آورم منوچهر مقدم سلیمی)خواند و اعلام «برائت» از گذشته و «سپاس از مراحم مولوکانه» در بخشودگی «جرایم» و پیشینه شان را اشاره کرد و در پایان یک صدای ضبط شده ای بروی تصویر می آمد که گویا این عده دارند میگویند «سپاس آریا مهرا».

ادامه مطلب...

خاطرات یک دوست ـ قسمت چهل‌وسوم

چند پاراگرافِ آخر از قسمت چهلم‌ودوم

ساواک برای پائین نگهداشتن آمار زندانی ها ما را به زندان عادی فرستاده بود. صلیب سرخ از طرقی پیگیر شده بود. برای همین دوباره مارا بزندان عمومی (شماره یک) برگرداند. در بار دوم بازدید صلیب سرخ در بند شش زندان شماره یک قصر بودم.

ادامه مطلب...

* مبارزات کارگری در ایران:

* کتاب و داستان کوتاه:

* ترجمه:


* گروندریسه

کالاها همه پول گذرا هستند. پول، کالای ماندنی است. هر چه تقسیم کار بیشتر شود، فراوردۀ بی واسطه، خاصیت میانجی بودن خود را در مبادلات بیشتر از دست می دهد. ضرورت یک وسیلۀ عام برای مبادله، وسیله ای مستقل از تولیدات خاص منفرد، بیشتر احساس میشود. وجود پول مستلزم تصور جدائی ارزش چیزها از جوهر مادی آنهاست.

* دست نوشته های اقتصادی و فلسفی

اگر محصول کار به کارگر تعلق نداشته باشد، اگر این محصول چون نیروئی بیگانه در برابر او قد علم میکند، فقط از آن جهت است که به آدم دیگری غیر از کارگر تعلق دارد. اگر فعالیت کارگر مایه عذاب و شکنجۀ اوست، پس باید برای دیگری منبع لذت و شادمانی زندگی اش باشد. نه خدا، نه طبیعت، بلکه فقط خود آدمی است که میتواند این نیروی بیگانه بر آدمی باشد.

* سرمایه (کاپیتال)

بمحض آنکه ابزار از آلتی در دست انسان مبدل به جزئی از یک دستگاه مکانیکى، مبدل به جزئی از یک ماشین شد، مکانیزم محرک نیز شکل مستقلی یافت که از قید محدودیت‌های نیروی انسانی بکلى آزاد بود. و همین که چنین شد، یک تک ماشین، که تا اینجا مورد بررسى ما بوده است، به مرتبۀ جزئى از اجزای یک سیستم تولید ماشینى سقوط کرد.

top